دیوان

فرش دیوان (ذهن سیال سفید)

درست مانند باغی اسرار آمیز، طرح های خیالی ، گل ها و نقوش در مجموعه ی فرش دیوان ( پناهی ) به جادو می رویند، رشد می کنند و گسترده می شوند. موجوداتی غریب، درشت اندام و مهربان که لبخندشان لاله و نسرین است، گویی به شب نشینی، در این باغ گرد هم  آمده اند. اما شبی که روز است؛ سفیدی درخشانی است که برف را می ماند اما برف نیست، بهار است انگار.

استفاده از نقطه و خطوط بریده بریده، تقارن در ترکیب بندی و رنگ های زنده و پویا بر زمینه ای سفید در این مجموعه یادآور کوک های تزیینی روی گلدوزی های قدیمی متکاهای مادربزرگ ، کرسی و قصه های جن و پری است. انگار خاطره ای از سرزمینمان و یا فراتر از آن قصه ای قدیمی اما جدید است.

در مینیاتور ایرانی عناصر و نشانه ها در کنار هم و گاهی بر روی هم قرار می گیرند، چهار گوشه ی کادر به یک میزان دارای تصویر و در هر گوشه ای از تصویر، زندگی در جریان است اگرچه در ظاهر حرکتی دیده نشود. و این خاصیت هنر ایرانی است که در آن هر دریچه به دریچه ای دیگر باز می شود، هر قصه به قصه ای دیگر. در طراحی های فرش دیوان (پناهی)  این ویژگی به وضوح دیده می شود اما با طرح هایی نو و با موجودات و نگهبانان کم رنگ و مهربانی که هزاران سال زیسته اند و چنین دلنشین خانه ی خود را بر فرش حیدریان بنا کرده اند.